Saturday, 2 October 2010

دانه های باران هم می گفتند: نسرین ستوده بی گناه است ازادش کنید









دانه های باران هم می گفتند: نسرین ستوده بی گناه است ازادش کنید

در هوای بارانی لندن ما لندنی های حامیان مادران پارک لاله، با عکسهای نسرین ستوده، درمیدان تراولگار لندن در زیر باران بی چتر و با چتر با عکس های ندا و سهراب و...، ایستاده ایم باران بی وفقه می بارد و رهگذران شتابان در گذر، به احترام برای همدری لحظه ایی می ایستند.وبر ما و نوشته های دست مان می نگرند

باران تند تند می بارد انگار باران بیرنگ، شتابان هم می خواهد گواهی دهد، بر بی گناهی نسرین ستوده که جرمش دفاع ازحقوق بشراز حقوق کودک و مبارزه با اعدام کودکان زیر ۱٨ سال در ایران است. نسرین ستوده ایی، که تا کنون وکالت پرونده‌های فعالان حقوق بشر و کرد مانند محمد صدیق کبودوند، فعالان مدنی مانند امید معماریان، فعالان جنبش زنان ایران مانند رویا طلوعی، فرناز سیفی، منصوره شجاعی، طلعت تقی‌نیا، پروین اردلان، نوشین احمدی خراسانی، خدیجه مقدم، علی اکبر خسرو شاهی، مریم حسین خواه، جلوه جواهری، ناهید کشاورز، راحله عسگری زاده، نسیم خسروی، محبوبه حسین زاده، امیر یعقوبعلی، دلارام علی، مارل فرخی، ناهید جعفری و سمیه فرید را بر عهده گرفته است

شنبه دوم اکتبر است امده ایم تا به عهد خود با مادران پارک لاله وفا کنیم و صدای انهایی باشیم که می گویند نسرین ستوده را که خود از "دیدن این همه بی‌قانونی در پرونده‌های موکلانش به ستوه آمده " بود، را ازاد کنید. نسرین ستوده وکیل وفرزندان ایران زمین را بی گناه به بند و زندان کشیده اید ازادی حق اوست

اما در این میان، برخی هم دیر رسیدند و همراهان بسیاری اصلا نرسیدند بیایند! بی شک انها می دانند نسرین ستوده بر گردن ما حق دارد . بسیاری درایران به حضور دورا دور و اینگونه ما، در کنارشان دل بسته اند خوب است دوستان مردم را، زندانیان را ، مادران در ایران را فراموش نکنیم و تنها نگذاریم انها به همراهی و همصدایی ما احتیاج دارند

حامیان مادران پارک لاله لندن

شنبه دوم اکتبر 2010

مادران پارک لاله ، به دیدار مادر احمد کریمی رفتند

مادران پارک لاله ، به دیدار مادر احمد کریمی رفتند.


مادران پارک لاله: یکشنبه 5 مهرماه جمعی از مادران پارک لاله به دیدار مادر احمد کریمی رفتند تا همدردی خود را با این مادر رنجدیده اعلام کنند.احمد کریمی جوانی 31 ساله است که در سال 85 به اتفاق حامد روحی نژاد وارد عراق شد تا از آنجا برای یافتن کار وارد اروپا شود ولی پس از نا امید شدن از یافتن کار به ایران باز می گردد.
وی پس از بازگشت، چند هفته ای توسط وزارت اطلاعات بازجویی می شود و در نهایت به او می گویند از نظر ما مشکلی نداری و به دنبال زندگیت برو . او به زندگی عادی خود ادامه می دهد و برای گذران زندگی به نجاری می پردازد، تا اینکه در اردیبهشت 88 به طور ناگهانی و بدون هیچ جرمی با حمله نیروهای امنیتی به خانه دستگیر و راهی اوین می شود.
مادر احمد در شرح ماجرا می گوید: حوالی 4 صبح بود که ماموران به خانه ما یورش آورده وحتی مهلت باز کردن در را به ما نداده و با شکستن در وارد شدند و این در حالی بود که دخترهای من وحشت زده و بدون پوشش از اتاق بیرون آمده و آنها بدون هیچ ملاحظه ای حتی خوشمزگی هم می کردند که مگر وقت نماز شده که بیدار شدید؟
هنگام بازرسی منزل با عصبانیت از ما می پرسیدند : احمد کدام کانال خارجی را نگاه می کند؟ و این در حالی بود که می دیدند ما حتی ماهواره نداریم ، یک بسته فشفشه ای را که برای مراسم جشنی که در پیش داشتیم گرفته بودیم چنان روی دست و با احتیاط از منزل خارج کردند تو گویی بمب خنثی نشده را می بردند، حتی دو متخصص را هم برای شناسایی آن آوردند و عجیب تر آن که در نهایت نگهداری مواد منفجره از اتهامات احمد بود.
احمد را به این ترتیب به اوین برده و در آنجا با به کار بردن انواع حیله ها، از جمله تلقین این که خواهرش در سلول مجاور در حال شکنجه واذیت و آزار است و یا اگربپذیری هم خواهرت نجات می یابد هم خودت آزاد می شوی ، از او اعتراف گرفتند که با بیگانگان در ارتباط بوده و عضو انجمن پادشاهی است. با این حیله ها او را ابتدا به اعدام محکوم کردند و سپس در دادگاه تجدید نظرمحکومیت او به 15 سال حبس تبدیل شد.
video
مادر احمد می گوید: پسرم را در حالی به 15 سال حبس محکوم کردند که تنها جرم واقعی او ورود غیر قانونی به کشور است.
وی هم چنین اضافه کرد: پسرم را از اوین به زندانی در توابع گنبد کاووس منتقل کردند تا او را از ملاقات 10 دقیقه ای او هم محروم کنند. چرا که از زنجان تا آن جا 9 ساعت راه است و هر بار هزینه ی زیادی هم دارد که از توان من خارج است و من حالا فقط تلفنی با او ارتباط دارم و این ظلم مضاعفی است در حق من وپسرم .
وی در حالی که اشک می ریزد می گوید: پسرم نان آور خانه ام بود، سرپرستم بود، تکیه گاه خانه ام بود وکاری به جز خروج از کشور به امید پیدا کردن کار نکرده ،که اگر امکان پیدا کردنش را در اینجا داشت این اتفاق هم نمی افتاد آخر به که بگویم این همه ظلم روا نیست ؟

Tuesday, 28 September 2010

نسرین ستوده را آزاد کنید



همبستگی و هم صدائی با مادران پارک لاله
نسرین ستوده را آزاد کنید
دفاع از حقوق بشر جرم نیست

شنبه دوم اکتبر ساعت دو تا سه بعد از ظهر
همدردی و همصدائی حامیان "مادران پارک لاله" در لندن، با مادرانی که فرزندان خود را از دست داده و یا چشم انتظار رهائی فرزندانشان از زندان هستند. این هفته :نسرین ستوده را آزاد کنید!
مدتی است از بازداشت نسرین ستوده وکیل بسیاری از فرزندان ایران در سلول های انفرادی زندان اوین گذشت.
نسرین ستوده ، فعال حقوق زنان و وکیل مدافع حقوق بشراز فعالان حقوق کودک و از پیشگامان مبارزه با اعدام کودکان زیر ۱٨ سال در ایران است. این فعال جنبش زنان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، از جمله وکلایی است که نه تنها زندگی حرفه ای خود را صرف دفاع از حقوق شهروندی و آموزش آن به وکلا کرده ا ندبلکه دفاع از حقوق بشر بخشی مهمی از زندگی آنان می باشد.
پدر خانم ستوده با چشمانی منتظر برای آزادی دخترش چشم از جهان فروبست. نیما ، کودک سه ساله او، منتظر جشن تولد خود بود و دختر دوازده ساله اش که پس از تفتیش 10 مامور امنیتی از منزل و اتاق بچه ها،دچار بیقراری و ترس و وحشت و نگرانی شده است، نیاز شدید به مراقبت دارند .
در چنین شرایطی ما نیز شنبه دوم اکتبر در لندن همصدا با مادران پارک لاله( مادران عزادار)که در مورد نسرین ستوده می گویند:
" با بازداشت مادری دلسوز بی پناهان،بر آلام و رنج های مان افزوده شده و زخم
بی عدالتی ها و کشتار فرزندان مان سر باز کرده است، تاکید می کنیم که ادامه بازداشت وکیلی که هرگز کلامی، خارج از چارچوب قوانین جهموری اسلامی بر زبان نرانده و همواره با آرامش و بسیار سنجیده و به دور از احساسات از موکلان خود دفاع کرده است، بسیار بی رحمانه و غیر انسانی است "
جمع می شویم برای:
• ـآزادی نسرین ستوده
• قطع اعدام ها
• آزادی زندانیان سیاسی- عقیدتی
• دستگیری و مجازات قاتلین و مسببین جنایات سی ویک سال اخیر


In Solidarity with Mothers of Laleh Park (Mourning Mothers of Iran)
WE DEMAND RELEASE OF HUMAN RIGHTS LAWYER, NASRIN SOTOUDEH
Two weeks has passed since the arrest of Nasrin Sotoudeh.
As well as representing the cases of women’s rights activists, Nasrin Sotoudeh has adopted many cases of political activists, cases of child-abuse victims, child executions (execution under 18 years of age), as well as cases of some individuals who were sentenced to execution after the 1388 presidential election unrest.
Last week her father passed away, without having seen his daughter freed. Nima, her three year old son was waiting for his birthday party and her twelve year old daughter was in desperate need of her mother’s reassurance after having witnessed the security forces searching her room.
It is at this difficult time that we, the supporters of the Mothers of Laleh Park, will stand united with them asking for Nasrin Sotoudeh to be freed. Please join us in Trafalgar Square on Saturday 2 October 2010 from 2 pm to 3 pm.
We will also demand for a stop to the executions, the release of all political prisoners and the punishment of those responsible for the killings and crimes against humanity in Iran for the past 31 years.
Supporters of Mourning Mothers of Iran- London

حامیان "مادران عزدار ایران" لندن /انگلستان
Email: mourningmothersiranlondon@gmail.com
http://maderandaghdar.blogspot.com
Find us on Face book: Mourning Mothers Iran London
Saturday: 2 October 2010
15.00 14.00: Time
Location: North Terrace of Trafalgar Square (in front of the National Gallery) Nearest Tube Charing Cross: Bakerloo and Northern line

Wednesday, 22 September 2010



تازه‌ترین گزارش از
وضعیت زندانیان انتخابات

محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع مجید توکلی، دانشجوی دربند دانشگاه امیرکبیر، می‌گوید که هیچ حکمی درباره محکومیت موکلش به او ابلاغ نشده است. این در حالی است که پیشتر اعلام شده بود که مجید توکلی به هشت سال و نیم زندان محکوم شده، اما این حکم به هفت سال و نیم کاهش یافته است.
محمدعلی دادخواه اظهار نظر قطعی درباره حکم صادر شده را به بعد از مراجعه‌اش به دادگاه انقلاب موکول کرد.
در همین حال علی توکلی، برادر مجید توکلی، می‌گوید که حکم برادرش به او ابلاغ شده است.
علی توکلی: عصر روز شنبه حول و حوش ساعت هفت و ربع، یک دست‌نوشته به زندان رجایی‌شهر برای مجید فکس شده است از طرف دادسرای اجرای احکام شعبه که بالای این دست‌نوشته درج شده بوده «برسد به دست مجید توکلی» و متن نامه نیز این جور بوده است که «با توجه به صدور حکم هشت سال و نیم، این مدت به هفت سال و نیم کاهش یافته و به شما ابلاغ می‌شود».
بعدا که ما از وکیل و دادگاه او سوال کردیم، گفتند چون اتهام تبلیغ علیه نظام یک سال مجازات و اجتماع و تبانی پنج سال مجازات دارد، عملا حکم مجازات تبلیغ علیه نظام به واسطه حکم پنج سال اجتماع و تبانی در هم ادغام شده و عملا مجازات حکم تبلیغ علیه نظام حذف می‌شود.
برادر مجید توکلی بعد از دو ماه به تازگی با او ملاقات کرده و درباره آخرین وضعیت برادرش چنین می‌گوید: پنج‌شنبه هفته قبل با همدیگر ملاقات کردیم. این ملاقات ۲۰ دقیقه و حضوری بود که بحمدالله حال‌شان نسبت به قبل بهتر بود.
روحیه فوق‌العاده خوبی داشت. جسمش به واسطه ۱۶ روز اعتصاب غذا و بودن در بیمارستان ضعیف شده بود، اما شرایط‌شان خوب و مساعد بود.
با توجه به این که حکم‌شان هم ابلاغ شده بود واقعا از نظر روحی شرایط خوبی داشتند و به ما روحیه می‌دادند.
علی توکلی می‌گوید که برادرش به زندان رجایی‌شهر منتقل شده و خانواده او خواستار لغو حکم زندان برای او هستند.
علی توکلی: برای ما فرقی نمی‌کند. ما عقیده داریم که مجید بی‌گناه در زندان است. و زندانی بودن مجید چه در اوین و چه در زندان رجایی‌شهر برای ما فرقی نمی‌کند. مهم این است که مجید نباید زندانی باشد.
مجید توکلی، عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، در چند سال اخیر سه بار بازداشت شده و برای ماه‌ها در حبس به سر برده است. او آخرین بار در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در ۱۶ آذر سال گذشته بازداشت شد.
از سوی دیگر حسن اسدی زیدآبادی، از اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت، که به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده هنوز در زندان اوین است.
خلفی، همسر او، می‌گوید که قرار بود ایشان به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شود، اما هنوز در بند ۲۴۰ زندان اوین است.
عاطفه خلفی: در حقیقت ایشان قرار بود به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شوند، هفته پیش که با ما تماس گرفتند گفتند که احتمالا به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل خواهند شد. منتها روز دوشنبه که روز ملاقات زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین است ما مراجعه کردیم و متوجه شدیم که ایشان را هنوز به آنجا منتقل نکرده‌اند. با پیگیری‌هایی که انجام دادیم متوجه شدیم که ایشان هنوز هم در بند ۲۴۰ زندان اوین است.
خانم خلفی می‌گوید که در بند ۲۴۰ زندان اوین، هر دو هفته یک بار موفق به ملاقات همسرش می‌شود . او درباره آخرین وضعیت همسرش می‌گوید: ملاقات زندانیان بند ۲۴۰ زندان اوین به طور مرتب و هر دو هفته یک بار انجام می‌شود، و هر هفته یک بار با منزل تماس تلفنی می‌گیرند.
عبدالله مومنی، حسن زیدآبادی، علی جمالی، علی ملیحی، بهاره هدایت و میلاد اسدی از اعضای ادوار تحکیم وحدت و دفتر تحکیم وحدت هستند که از سال گذشته در زندانند.
در همین حال فرشاد دوستی‌پور، دانشجوی کرد دانشگاه بوعلی همدان، نیز از سوی دادگاه انقلاب به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است.
آقای دوستی‌پور که در ۱۸ آذر سال گذشته در مراسمی به مناسبت بزرگداشت روز دانشجو شرکت کرده بود به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام دستگیر شد.
همچنین تازه‌ترین خبرها از تماس تلفنی مجید محسنی، مسئول دفتر میرحسین موسوی ، پس از گذشت هشت روز که از بازداشت وی می‌گذرد حکایت دارد.
آقای محسنی که روز دوشنبه ۲۲ شهریورماه در دفتر کارش بازداشت شد به تازگی توانسته در تماسی یک‌دقیقه‌ای سلامت خود را به خانواده‌اش خبر دهد. ماموران امنیتی منزل او را تفتیش کرده و او را با

خود به مکان نامعلومی برده بودند.



نقل از: رادیو فردا
چهارشنبه 31 شهریور 1389


Wednesday, 15 September 2010

نوعید
جان باختگان 19 اردیبهشت کردستان
در کردستان برگزار شد


به مناسبت فرا رسیدن عید فطر گروه‌هایی از شهروندان کردستانی در شهرهای سنندج و کامیارن و ماکو با حضور در منازل 4 فعال کُرد که نوزدهم اردیبهشت ماه امسال در زندان اوین تهران اعدام شدند همدردی و همراهی خود را با خانواده‌های ایشان ابراز داشتند. در مراسم‌ که در منازل فرزاد کمانگر ، فرهاد وکیلی و علی حیدریان برگزار شد عده‌ای از خانواده‌های زندانیان سیاسی و جان‌باختگان پیشین جنبش کردستان و نیز تعدادی از فعالان مدنی و سیاسی کُرد حضور داشتند.
همچنین سلطنت رضایی (مادر فرزاد کمانگر) در پایان مراسم منزل خویش در کامیارن با سفر به سنندج در منازل علی حیدریان و فرهاد وکیلی حضور یافت و با مادران و خانواده این جان‌باختگان به ابراز همدردی و دلتنگی پرداخت. مادران فرزاد، فرهاد و علی در این دیدارها ضمن اعلام این‌که هر یک از این عزیزان فرزندان ما هستند و با هم فرقی ندارند، اعلام کردند «همه‌ی ما عضو یک خانواده هستیم».
این مادران همچنین از شهروندان قدرشناسی که آن‌ها را تنها نگذاشته و طی این مدت با حضور ارزشمند خود تسلی بخش غم بزرگی که بر آن‌ها رفته بوده‌اند، تشکر کردند. گفته می‌شود به مناسبت جشن رمضان مراسم مشابه‌ای نیز در منزل شیرین علم هولی در ماکو برگزار شده است.
فرزدا کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و شیرین علم هولی 4 فعال کُردی بودند که همراه با مهدی اسلامیان، شهروند شیرازی به اتهام محاربه در تاریخ 19 اریبهشت 1389 بدون اطلاع خانواده و وکلای خود در زندان اوین تهران اعدام شدند. مسئولان جمهوری اسلامی ایران از تحویل اجساد و حتی نشان دادن محل دفن آن‌ها به خانواده‌های‌شان خودداری کردند. به دنبال این اتفاق مردم شهرهای کردستان طی یک اعتصاب عمومی گسترده و بی‌سابقه، به ویژه در سنندج مرکز استان کردستان اعتراض خود را نسبت به این اعدام‌های سیاسی نشان دادند.

به نقل از:مادران پارک لاله(مادران عزادار ایران
2010/9/12

Monday, 6 September 2010

عیادت مادران پارک لاله از مادر فرزاد



عیادت مادران پارک لاله از مادر فرزاد کمانگر

تعدادی از مادران پارک لاله (مادران عزادار) از سلطنت رضایی(مادر فرزاد کمانگر) که اخیراً در تهران جراحی چشم انجام داده ،
عیادت کردند. مادران در این دیدار ضمن دلجویی از خانم رضایی وهمدردی با وی، غم و اندوه خود از اعدام فرزاد و دیگر زندانیان کُرد را ابراز داشتند. مادارن پارک لاله حمایت و پشتیبانی مادران عزادار از یکدیگر در سراسر ایران را ضروری دانستند و بر حق خود در پیگیری ظلمی که برخود و فرزندان رفته تاکید کردند.
سلطنت رضایی نیز با سپاس از حضور مادران و همدردی‌هایی که طی این مدت با وی صورت گرفته است گفت: همه‌ی ما به نوعی درد زندان یا مرگ فرزندان و عزیزان‌مان را تجربه کرده‌ایم و همدردیم. برای من آن دختر جوانی که درخیابان‌های تهران تیر خورد و کشته شد با پسرم که یعد از چهار سال تحمل زندان و شکنجه پای چویه‌ی دار رفت فرقی ندارد و همه فرزندان من هستند.
وی در ادامه گفت: پسرم را به ناحق اعدام کردند و حتی جنازه اش را تحویلمان نداند. چهار روز همراه بقیه خانواده ها در زندان اوین بودیم جوابی ندادند. به مجلس رفت
یم و آنجا استاندار کردستان هم حضور داشت. به او گفتم به اینجا می گویند خانه ی ملت. اینجا جای من است نه شما! همین آقا گفت اگر جنازه‌ها را تحویل‌تان بدهیم کردستان یکپارچه آتش می‌شود. بروید بعدا قبرها را نشان تان می دهیم. من هم گفتم گلی پرورش دادم و آن را تقدیم کردستان کردم. افتخارش برای من و شرمش برای شما.


بعد از چهلم هم به استانداری کردستان مراجعه کردم و گفتم قول دادید قبر فرزندم را نشانم دهید. استاندار باز جواب سربالا داد و گفت قبرشان را نشان‌تان دهیم می‌شود محل برپایی تجمع. تنها کاری که می‌توانم بکنم این است که برای کم شدن عذاب قیامت شان دعا کنم. این حرف را که زد بلند شدم و با مشت روی میزش کوبیدم و گفتم قیامت اینجاست. اصلا من مشتی خاک نمی خواهم. پسر من در دل مردمش زنده است. از اتاق بیرون آمدم و از ساختمان استانداری که خارج شدم دیدم تعداد زیادی مامور آماده باش ایستاده اند. با صدای بلند گفتم قدرت یک مادر فرزنده مرده را ببینید که از ترس‌شان این همه مامور برایش آورده اند. یکی از نگهبانان زن دستم را گرفت و در حالی که خودش اشک می ریخت گفت مادر جان آرام باش، برو نگذار دستشان به دستت بخورد.


در ادامه ی این دیدار یکی از مادران که فرزندنش مدتی در زندان با فرزاد کمانگر همبند بوده ، خاطراتی را از زیان پسرش در تعریف از رفتار و منش فرزاد بیان داشت و گفت پسرم از شنیدن خبر اعدام فرزاد بسیار ناراحت شد . او احترام خاصی برای فرزاد قائل است و او را سمیل یک تا انسان دلسوز و آزاده می داند .


در پایان مادران بر خواسته های قانونی و برحق خود تاکید کردند وبار دیگر هم قسم شدند که تا پای جان از خون پاک فرزندان شان نگذرند.

Saturday, 4 September 2010
















گزارش گرد همائی
حامیان مادران پارک لاله لندن



هوای نیمه پائیزی لندن و میدان شلوغ ترافالگار پر از گروهها و افراد گوناگون که هریک بکاری و هنری مشغولند و روز راباتماشگران ورهگذاران بسر می بردند. ما، هواداران و حامیان مادران عزادارایران، مادران پارک لاله وگلزار خاوران وگلزاران دیگر پراکنده در جای جای ایران که هر یک حکایتی دردناک دارند از داغ جوانان بر خون خفته وطن. آنان که در راه آزادی و برابری جان ازدست داده اند. ما هواداران مادرانی که ماهها و سالهاست بدنبال آنند که بدانند قاتلان فرزندانشان چرا دستگیر، محاکمه و مجازات نمی شوند.
مانیر بساط خود را برزمین پهن کردیم همچون ماههای دیگر تا به جهانیان بگوئیم از رنج مادران عزادارایران وبشناسانیم دختران و پسران جوان ایرانی را که جان شیرینشان یا در زندان و یا در کوچه وخیابان در راه ایرانی آزاد و آباد از دست رفته است و فرشته عدالت مغمون و آرام هنوز هم چشم براه آنست که بال بگشاید برسر زمین بی عدالتی های سترگ وعدل ناچیز.
بساط ما هواداران مادران پارکها و گلزاران ایران دراین شنبه اما از همیشه پر ازدحام تر بود و دهها نفر با لحظه ای تامل و خواندن سرگذشتی از یکی از آنان که بر خاک شدند با باری از اندوه راه خود می گرفتندو باز هم رهگذری دیگر.
بساط ما با ازدحام بسیار روبرو بود. باشد که هریک برای چند آشنای خود بگوید از روزگار سپری شده ماداران عزادار ایران که ماهها و سالهاست بدنبال قاتلان فرزندان خود واجرای عدالتند در سرزمین بی عدالتی های بیشما
ر