Tuesday, 24 August 2010

گزارش بازديد مادران پارك لاله (مادران عزادار) از مادر احمد نجاتي كارگر

گزارش بازديد مادران پارك لاله (مادران عزادار) از مادر احمد نجاتي كارگر


روز يكشنبه 31 مرداد: مادر سعيد زينالي و مادران شهدا مصطفي كريم بيگي و رمضاني همراه با جمعي ديگر از مادران پارك لاله به ديدار مادر شهيد احمد نجاتي كارگر رفتند. مادر احمد درحالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود در را برايمان باز كرد و در آغوشش گرفتيم.
مادر احمد برايمان تعريف مي كند كه احمد را بمدت 9 روز در بازداشتگاه نگه مي دارند درحالي كه خانواده هيچ اطلاعي از او نداشتند. بعد از 9 روز دو تن از ماموران به خانه مي آيند. ميگويد روز جمعه بود و زماني كه

من با عجله به بالا مي آيم تا به دخترم اطلاع دهم تا چادري سر كند آنها هم پشت سر من مي دوند و اجازه نمي دهند تا دخترم چادرش را به درستي سر كند. از خانواده مي خواهند تا اتاق احمد، ‌وسايل شخصي اش،‌كتابهايش و كامپيوتر را به آنها نشان دهند و هنگامي كه درحال زير و رو كردن خانه بودند مادر مي گويد عكسهاي خانوادگي روي كامپيوتر هست كه بي حجاب مي باشد و آنها ادعا مي كنند مهم نيست به آنجا كه رسيديم چشمهايمان را مي بنديم.
مامورين مادر را محكوم مي كنند كه تقصير شماست، چرا بچه هايتان را از منزل بيرون مي فرستيد؟ مادر مي گويد با تعجب گفتم نمي دانم بچه داري يا نه؟ اگه نداري خدا بهت بده و اگر داري به تو ببخشه ولي مگه مرغ هستند كه من پاشون رو ببندم. مي خواد بره بيرون و ببينه در مملكتش چه خبره و چه به سر مملكتش مياد. مي خواد بدونه دو طرف چي ميگن و در جواب مي گويند نه خانم اين اشتباه و الان هم هرجا كه هست اگه اومد سفت و سخت تو خونه نگهش مي داري و اجازه نميدي جايي بره. مي گويند اعلاميه چاپ مي كرده! مادر مي گويد گفتم قبلا مي گفتند ساواك ساواك الان شما كه بدترين و مثل اونها ميگين اعلاميه چاپ مي كرد؟!
بعد از 9 روز كه خانه را زير و رو كردند و چيزي نيافتند و در زندان هم فيلمهاي تظاهرات ها را زير و رو كردند و نتوانستند نشاني از احمد بيابند با گرو گذاشتن سند احمد آزاد مي شود.
احمد پس از آزادي از زندان دائما از درد پهلو مي ناليد ولي در برابر درخواست خانواده براي مراجعه به پزشك مقاومت مي كند و مي گويد به خاطر كوفتگي از شكنجه ها است و مي گذرد.
احمد براي خانواده از بازداشتگاه تعريف مي كند: از ساعت 6 صبح شروع مي كردند به زدنمان تا شب كه يك وعده غذا كه شامل يك تكه سيب زميني و تكه اي نان بربري بود به ما مي دادند و شب هم چون جايمان بسيار تنگ بود و حتي براي نشستن جا نبود پس مجبور بوديم ايستاده و سرپا بخوابيم. تمام اين 9 روز عين اين برنامه تكرار شد. احمد بسيار بيشتر از ضرب و شتم خود از فشار روحي خود و هم بندي هايش مي گويد. آنگاه كه براي فشار رواني به آنها در حضورشان پير مردي را مي آورند و آنقدر به سر و صورتش مي زدند كه صورتش پرخون مي شد و از او مي خواستند تا قبول كند شيشه شكسته تا آزادش كنند و او مي گفت وقتي نكردم چرا قبول كنم. احمد مي گفت كتك خوردن هاي خودمان فراموشمان مي شد وقتي كه ميديديم اين پيرمرد بيچاره جلوي چشمانمان درحالي كه كاري از دستمان ساخته نبود اين طور شكنجه مي شود و حسابي به هم مي ريختيم.
video

احمد پس از 15 روز آزادي از بازداشتگاه بيرون از منزل از حال مي رود و درحالي كه خانواده به گمان اينكه چيزي از زندان تعريف كرده و دوباره بازداشتش كردند و در به در در جستجوي او هستند به بيمارستان برده مي شود. اين جستجو 9 روز طول مي كشد و خانواده در يافتنش موفق نيستند تا اينكه از بيمارستان تماس مي گيرند كه از احمد از 9 روز پيش تاكنون در كما است و براي شناسايي اش بياييد. خواهر احمد او را درحالي كه چندين دستگاه به دهان و پهلويش وصل بود شناسايي مي كند. احمد در اين مدت روزي 2 بار دياليز مي شد چون كليه ها به طور كامل از كار افتاده بود و به همين دليل با اينكه ار عفونت شديد رنج مي برد هيچ دارويي نمي توانستند برايش تجويز كنند.
احمد در بيمارستان شب نيمه شعبان به شهادت مي رسد. پس از اينكه جنازه را تحويل مي گيرند، زماني كه خانواده در بهشت زهرا بودند پزشك معالج احمد با پدر احمد تماس مي گيرد و مي پرسد آيا پسر شما با كسي دعوا كرده بود؟ پدر احمد مي گويد خير و پزشك گفت: آقاي نجاتي اين بچه كتك خورده و صدمه اساسي ديده،‌شما پيگيري كنيد.
پزشكي قانوني درحالي كه مي بايست پس از دو ماه علت فوت را اعلام نمايد بعد از گذشت هشت ماه علت آن را مسموميت اعلام كرد.
مادر احمد مي گويد دو هفته بعد از تدفين توسط يكي از آشنايان خبر مي شويم تلويزيون درحال پخش برنامه اي در ارتباط با احمد است و مي بينيم سر قبر پسرمان هستند و مي گويند اين خانواده دروغگو است و اينجا پلاكي هم هست كه خانواده خودش درست كرده.
مي گويد پخش اين برنامه آن هم از تلويزيون مانند نمكي بود كه بر روي زخم دلمان پاشيده شد. بعد از اين ماجرا پدر احمد به مدت يك هفته شبانه روز بر سر مزار پسرش باقي ماند و هرچه مي گفتند بيا قبول نمي كرد و مي گفت اينها كه اين فيلم را مي سازند بعيد نيست بيايند جنازه پسرم را هم در بياورند.

مي گويد به خاطر اين ماجرا از آقاي ضرغامي شكايت مي كنند كه البته قوه قضائيه اصلا توجهي به سخنان وكيل خانواده نمي كند و شكايت به جايي نرسيد.
مادر احمد مي گويد براي برگزاري مراسم سالگرد هم به ما اجازه ندادند روضه خوان داشته باشيم و يا حتي صندلي بچينيم و هيچ امكاناتي در بهشت زهرا براي ما قائل نشدند. مي گويد اخيرا متوجه شديم در مجله ويژه نامه همشهري كه به مناسبت سالگرد انتخابات انتشار يافته در صفحه 193 مجله مطلبي تحت عنوان «دفن ساختگي» چاپ شد كه در آن ادعا مي شود فردي با نام احمد نجاتي كه اتفاقا وبلاگ شخصي دارد زنده است و اداعا كرده توسط طرفداران جنبش سبز زخمي شده،‌ به بيمارستان منتقل شده ولي الان حالش خوب است و تمام چيزهايي كه درباره او گفته شده دروغ است.
مادر احمد مي گويد درج اين مطالب آن هم پس از يكسال به جاي معرفي و پيگرد عاملان و آمران ضرب و شتم فرزندم وقاحت محض است و اين درحالي است كه از طرف شهرداري تاكنون دوبار براي اعلام همدردي با خانواده آمدند و آخرين بار در مراسم سالگرد احمد بود و من به هيچ وجه اين دورويي ها را تحمل نمي كنم.

در آگهي بزرگداشت سالگرد شهادت احمد آمده:
آرام بخواب برادر ايستاده ايم تا آخر
سالگرد عروج 14 مرداد
احمد نجاتي كارگر 22 ساله
شهيد فاجعه كهريزك
آرامگاه قطعه 213 رديف 15 شماره 35
همه بدانيد كه خون شهيد صبور اما پرشور است قاتلش را مي شناسد ولي عجول نيست
با احتياط و سرخگون درست زمانيكه دشمن ريختن خون او را به ناحق فراموش كرده از راه مي رسد و قاتل را به سمت ميدان تقاص مي كشاند
بي شك روزي بغض در گلو خفته مادران داغدار، كار خود را مي كند و بنيان ظالمين فرزندكش را مي سوزاند
ديرباشد يا زود، كم باشد يا زياد و اين سنت تاريخ است آه مظلوم ظالم را سرنگون مي كند
هديه ما به تمام شهداي سبز آزادي ادامه راهي است كه در آن مظلومانه فدا شدند

راهش پر رهرو- يادش گرامي باد

Monday, 23 August 2010

نامه ی ۵ زندانی سیاسی
به رئیس جمهور برزیل

• منصور اسالو، حشمت الله طبرزدی، رسول بداغی، رضا رفیعی و عیسی سحرخیر پنج تن از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت، در نامه ای خطاب به رئیس جمهور برزیل از او خواستند از مقامات ایران بخواهد تمام زندانیان اتحادیه ای، کارگری، سیاسی و عقیدتی را آزاد نمایند ...
اخبار روز: منصور اسالو، حشمت الله طبرزدی، رسول بداغی، رضا رفیعی و عیسی سحرخیر پنج تن از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت، در نامه ای خطاب به رئیس جمهور برزیل از او خواستند از مقامات ایران بخواهد تمام زندانیان اتحادیه ای، کارگری، سیاسی و عقدیتی را آزاد نمایند. به گزارش «نشریه ی پیام دانشجو» متن این نامه به شرح زیر است:

حضور پرزیدنت داسیلوا، رییس جمهور محترم برزیل
با گرم ترین و صمیمانه ترین درودها برای شما و مردم برزیل

عالی جناب،
ما امضاء کنندگان و حمایت کنندگان این نامه می دانیم که شما راه دشوار رسیدن به دموکراسی را از پایه ای ترین سطوح مبارزات سندیکایی تا سر حد فدراسیون های سراسری کارگری برزیل و در عرصه های سیاست جهانی با همراهی آرای مردم دموکرات و آزادی خواه برزیل طی نموده اید. ما جمعی از فعالان اتحادیه ای و سندیکایی، عقیدتی و سیاسی که صرفاً به دلیل انجام وظایف شغلی و سندیکایی و آرایمان در زندان های جمهوری اسلامی محبوس شده ایم، ملاحظه کردیم که شما از حقوق انسانی یک زن و مادر ایرانی دفاع نموده و حتی آماده دادن پناهندگی به نامبرده شدید. دیدن چنین برخورد بشر دوستانه ای ما را بر آن داشت تا از شما بخواهیم که برای بهتر شناختن مقاماتی که در ایران خود را دوستان شما معرفی می کنند بخواهید تا نسبت به رعایت حقوق انسانی و آزادی ما اقدام نمایند، هر چند که برخورد و جواب آنها برای آزادی آن خانم هم به شما گوشه ای از رعایت حقوق بشر توسط این آقایان را به شما و جهانیان نشان می دهد.

عالی جناب داسیلوا،
به عنوان بخشی از نمایندگان کارگری – روشن فکری صنوف و مشاغل گوناگون از شما به عنوان یک عضو اتحادیه ها و فدراسیون های کارگری و یکی از رهبران ملت های بزرگ کشورهای جهان و خصوصاً آمریکای لاتین با آن سوابق آزادی خواهانه و عدالت جویانه، می خواهیم که از مقاماتی که در کشور ما خود را دوست شما معرفی می کنند بخواهید که تمام زندانیان اتحادیه ای، کارگری، سیاسی و عقیدتی را آزاد نمایند. با طرح چنین درخواست دوستانه ای شما شناخت بیشتری از این مقامات به دست می آورید.

در خاتمه بهترین آرزوهای خود را برای شما و مردم برزیل در راه رسیدن به موفقیت های بیشتر ابراز می داریم.

زنده باد همبستگی بین المللی زحمت کشان و آزادی خواهان

اسامی امضاء کنندگان :
منصور اسانلو، عضو IFT
حشمت الله طبرزدی، عضو اتحادیه دانشجویان و دانش آموختگان ایران
رسول بداغی، عضو IEO
رضا رفیعی، عضو IJF
عیسی سحر خیر، عضو IJF

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه ۱ شهريور ۱٣٨۹ - ۲٣ اوت ۲۰۱۰



Friday, 20 August 2010

تغییر نام مادران عزادار، اعلام خواسته‌ها و مواضع


بيانيه مادران پارك لاله

تغییر نام،مادران عزادار

اعلام خواسته‌ها و مواضع
ما، مادران عزادار پس از يكسال عزاداري همراه با دادخواهي مصمم تر از پيش حركت خود را تا رسيدن به خواسته هاي قانونيمان ادامه خواهيم داد و در ادامه اين راه از اين پس خود را

مادران پارك لاله مي ناميم چرا كه اولين ميعادگاه اين خانواده بزرگ پارك لاله تهران بوده و اولين تجمع سكوت در تاريخ 6/4/88 در همين پارك برگزار گرديد.

مادران به رغم فشار، تهديد، توهين و بازداشت از پاي ننشسته، همچنان و همه جا بين مردم حضوري فعال دارند.
مادران پارك لاله، مادراني هستند كه فرزندانشان بخاطر شركت در راهپيمايي اعتراضي، آرام و ميليوني پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري به صرف اعتراض به نتيجه انتخابات كشته شدند. اعتراضي كه با شليك مستقيم به سمت ميليون ها معترض پاسخ گفته شد و در نتيجه آن ده ها تن به قتل رسيدند.

مادران پارك لاله، مادران تمامي زندانيان سياسي، عقيدتي، فعالان مدني و زندانيان گمنامي هستند كه در زندان هاي كهريزك، اوين، رجايي شهر و ... كشته شدند، شكنجه گشتند، مورد تجاوز قرار گرفتند و يا در دادگاه هاي نمايشي محاكمه و به احكام سنگين محكوم شدند.
مادران پارك لاله، مادران جانباختگان سي و يك سال گذشته هستند كه هرگز از خون فرزندانشان نخواهند گذشت و خواهان محاكمه آمران و عاملان اعدام هاي فردي و دسته جمعي، كشتارهاي قومي و ديني، زندان، شكنجه، تجاوز، ترور، شبيخون به منازل، به خاك و خون كشيدن خوابگاه ها و ... از دهه شصت تا كنون هستند.
مادران پارك لاله، مادران تمامي جوانان اين سرزمين هستند كه توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و سپس مفقود شدند و تاكنون هيچ اثري از آنان نيست.
مادران پارك لاله، مادران تمامي مجروحان حوادث يكسال اخير مي باشند كه با معلوليت زندگي مشقت باري را پيش روي دارند.
مادران پارك لاله، اعدام را يك قتل سازمان يافته مي دانند و مخالف هرگونه قتلي با هر شكل و هر نامي از جمله سنگسار و قصاص مي باشند و خواهان لغو قانون مجازات اعدام هستند.
مادران پارك لاله، كه خود قرباني خشونت و تبعيض عليه زنان بوده و هستند از تمامي فعاليت هاي مخالف خشونت و برابري خواهانه حمايت مي كنند و بر همه زنان و مردان آزاده درود مي فرستند.

مادران پارك لاله، (مادران عزادار) - مرداد ماه 89

در عظمت شیوا نظر آهاری بودن



گذار:

در زندان اوین شیوا نظر آهاری تنها یک نام نیست. یک دریچه است. دریچه ای از امید. امیدی که به دیده هر زندانی تازه واردی تنیده می شود. نام " شیوا نظر آهاری " را در تک تک اتاقهای بازجویی بند ۲۰۹ می توانی بیابی که با خطی خوش و خوانا روی دیوارهای آگوستیک خود نمایی می کند. نام و نشانی که تنها یک نام و نشان ساده نیست. یک علامت است. علامتی که به زبان بی زبانی می گوید: " نترس! مقاومت کن. " تنها در بحبوحه متلاتم یک بازجویی سنگین و طاقت فرساست که می توانی اهمیت " شیوا نظر آهاری " بودن را درک کنی. حکایت " شیوا نظر آهاری " بودن در سرزمین من حکایت دردناک تمام فعالین حقوق بشر در ایران است. آنها که بی هیچ چشمداشتی برای برقراری همه جانبه حقوق بشر و رعایت تمام قوانین مرتبط با آن از سوی جمهوری اسلامی از جان و مال خود مایه می گذارند و هر مصیبت و داغ و درفشی را به جان می خرند.

از فعالیت برای حقوق بشر تا اعدام

نوشتن درباره شیوا نظر آهاری نوشتن درباره یک مبارز و فعال حقوق بشر نیست. نوشتن درباره کسانی است که نه برای اهداف و اغراض سیاسی که برای تاسیس و تثبیت حقوق اساسی هموطنانشان تن به رجرآورترین مبارزات می دهند و یا زندان و زنجیر و داغ و درفش را به جان می خرند و یا آوارگی و خانه بدوشی غربت را. با این همه وضعیت شیوا نظر آهاری وضعیت خطرناکی است و سکوت اصحاب رسانه درباره او آنهم در شرایطی که به گفته وکیل مدافعش قرار است در ۱۳شهریور به اتهام محاربه محاکمه شود، امر پسندیده ای نیست.

درباره آخرین وضعیت شیوا نظر آهاری، وکیل او می گوید: " یکی از اتهامات سه گانه شیوا نظرآهاری محاربه است. من ازالان در این فکر هستم که باید برای دادگاه او چه گلی به سرم بگیرم. در صحبتی که با چند نفر از همکارانم داشتم گفتم اگر یکی دو اتفاق اینگونه در صدور احکام بیافتد من از تمام پرونده‏هایم کناره گیری می‏کنم. شیوا نظر آهاری سیزدهم ماه آینده دادگاه دارد و من واقعا نمی‏دانم قرار است چه اتفاقی بیفتد و با چه منطقی و بر اساس چه موازینی برای او رای صادر کنند. واقعا اگر قرار باشد اتهامات او را، با روش بی منطق فعلی بپذیرند، وضعیت او خطرناک خواهد شد. چه اتهام محاربه شیوا نظرآهاری چه خواهد شد واقعا نمی‏دانم. نوع اتهام او مجازات اعدام دارد . "

محمد شریف ادامه می دهد: پرونده شیوا نظرآهاری در همان شعبه ای است که پرونده بدرالسادات مفیدی در جریان است و به نظر من رای صادره در رابطه با پرونده خانم مفیدی غیرقانونی است. لذا از آنجا که محاربه در وهله نخست اتهامات مطرح شده به شیوا نظرآهاری است، من به شدت درباره رای احتمالی دادگاه نگران هستم.» به گفته شریف یکی از دلایل نگرانی وی این است که رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی شخص معینی است اما در پرونده خانم مفیدی دادرس دیگری حاضر شده بود. محمد شریف در خصوص اتهامات موکلش گفت: «به ایشان سه اتهام تفهیم شده است. یکی محاربه است، موضوع ماده ۱۸۶. دیگری اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم است، موضوع ماده ۶۱۰ و در نهایت تبلیغ علیه نظام است، موضوع ماده ۵۰۰."

شیوا نظر آهاری کیست؟

شیوا نظرآهاری متولد خرداد ۱۳۶۳فعال حقوق بشر، عضو هیئت موسس، دبیر سابق و سخن گوی فعلی کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعال دفاع از زندانیان سیاسی است. او همچنین فعال حقوق کودکان کار، عضو انجمن زنان تارا، کمپین یک میلیون امضا، روزنامه‌نگار، وبلاگ نویس، و از دانشجویان محروم از تحصیل (برای کارشناسی ارشد مهندسی عمران است. شیوا نظر آهاری از سال ۱۳۸۱به کارهای حقوق بشری بخصوص حمایت از زندانیان سیاسی روی آورد و فعالیت خود را از "کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی" آغاز کرد.

در مرداد ماه ۱۳۸۳در اوج جوانی شیوا نظرآهاری، دبیر وقت کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی بود که در تجمع کمیته مزبور در جریان تجمع خانواده‌های زندانیان سیاسی در مقابل سازمان ملل بازداشت شد.

او مجددا در جریان نا آرامی‌های مربوط به اعتراضات به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران، حوالی ساعت ۱۳:۳۰ روز یک شنبه، ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸، توسط نیروهای اطلاعاتی در محل کار خود بازداشت شد.

شادی صدر وکیل مدافع او نیز صبح جمعه ۲۶ تیر ۱۳۸۸ در حالیکه از بلوار کشاورز قصد رفتن به نماز جمعه ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸ را داشت توسط نیروهای لباس شخصی، با خشونت و بدون حکم قضائی سوار اتومبیلی شد و به مکان نامشخصی انتقال داده شد.

روز سه شنبه، ششم مرداد ماه ۱۳۸۸، شیوا نظرآهاری در گفت و گویی کوتاه با خانواده خود از زندان اوین اعلام کرد تا مدتی از امکان برقراری تماس تلفنی محروم خواهد بود. شیوا نظر آهاری، پس از گذراندن ۳۳ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹، در ۲۶ تیر ماه به سلول‌های عمومی بند مزبور منتقل و در طول این مدت تنها موفق به چند تماس کوتاه با خانواده اش شده‌است. او طی این مکالمات از ارائه درخواست ملاقات با خانواده خود خبر داده که تا به امروز چنین امکانی محقق نشده‌است.

در تاریخ ۲۳ مرداد سال گذشته وبگاه کانون زنان ایرانی اعلام کرد که شیوا بیش از ۲۰ روز است که حتی موفق نشده‌است به خانواده خود تلفن کند، و مامورین امنیتی به خانواده او گفته‌اند که وی ممنوع الملاقات است. از اینرو نگرانیهای جدی در زمینه سلامتی ایشان وجود دارد.

در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ پس از گذشت بیش از ۸۰ روز از دستگیری شیوا نظرآهاری، قوه قضاییه برای آزادی او درخواست قرار وثیقه بسیار سنگین پانصد میلیون تومانی نمود در حالیکه خانواده شیوا قادر به پرداخت چنین مبلغ هنگفتی نبودند. مادر شیوا به دادگاه انقلاب مراجعه و به قرار مزبور اعتراض نموده‌است اما بازپرس سبحانی (بازپرس پرونده شیوا) ضمن ممانعت از ادامه بحث گفته‌است: «پس بگذارید در زندان بماند.»

در پی مراجعات فراوان خانواده شیوا به دادگاه، در تاریخ ۲۵ شهریور از سوی قوه قضاییه قرار وثیقه وی از ۵۰۰ میلیون تومان به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان کاهش یافت. سپس با پرداخت این مبلغ توسط خانواده وی، شیوا نظر آهاری در ساعت ۲۱ تاریخ یک مهر ۱۳۸۸ به طور موقت از زندان اوین تا زمان تشکیل جلسه دادگاه آزاد شد اما این پایان کار نبود.

پس از درگذشت آیت‌الله منتظری برخی از کسانی که در مراسم ختم وی شرکت کرده بودند بازداشت شده‌اند. اما این بازداشت‌ها حتی اندکی پیش از رسیدن به مراسم ختم این فقیه منتقد و در راه قم انجام شد.شیوا نظرآهاری یکی از این افراد بود.

همه شجاعتهای یک زن

شیوا نظر آهاری در زمان آزادی مجددش به دادخواهی دختری پرداخت که در زندان اوین توسط بازجویش مورد تجاوز قرار گرفته بود. او به همراه دوستانش کمپینی را به نام «عاطفه نبوی»، دانشجوی بازداشت شده در راهپيمايی ۲۵ خرداد به راه انداخت. این کمپین تلاش می‌کرد تا عاطفه نبوی را از زندان آزاد کند.

او پس از آنکه با گذاشتن وثیه از زندان آزاد شد، خاطراتی از ملاقات خود با عاطفه نبوی در زندان اوین را منتشر کرد. در این خاطرات، عاطفه نبوی یکی از قربانیان شکنجه جسمی و جنسی معرفی شده است. نسرین ستوده، حقوقدان در باره بازداشت خانم نظرآهاری، و موکلش، عاطفه نبوی می‌گوید: مطابق اظهارات ديگر افرادی که به همراه خانم نظرآهاری چند ساعتی مورد بازداشت و بازجويی قرار گرفته اند، اتهام اصلی که برای خانم نظرآهاری و هومن فخارمقدم (که در آنزمان با قید وثیقه در مرخصی از اوین بسر میبرد) و دوستان ديگری که در آن اتوبوس بودند مطرح شده است اين بوده که چرا آنها مبادرت به ايجاد «کمپين عاطفه نبوی» کرده‌اند. همان طور که می دانيد موکل من، خانم عاطفه نبوی، فقط به دليل شرکت در راهپيمايی ۲۵ خرداد به چهار سال حبس تعزيری از سوی شعبه ۱۲ دادگاه انقلاب اسلامی محکوم شده و صراحتاً در حکم صادره عليه عاطفه اعلام شده که او به دليل فعاليت خانواده‌اش به چنين مجازات سنگينی محکوم می‌شود، يعنی مهمترين اصل حقوق کيفری که اصل شخصی بودن جرم و مجازات است در اين حکم ناديده گرفته شده است. به همين دلايل من فکر می کنم خانم نظرآهاری به درستی دست به ايجاد چنين کمپينی زده و از اين بابت هم تحت فشار قرار گرفته است. "

دشمن تراشی از نوع جمهوری اسلامی

ماموران امنیتی که از فردای عاشورا کلافه از اوج گیری اعتراضات مردمی بودند، به استراتژی خلق دشمنی سازمان یافته دست زدند و در ایران تلاش کردند تا با ترتیب دادن سناریوی مرتبط کردن فعالین حقوق بشر به سازمان مجاهدین خلق آنها را عامل اصلی اعتراضات خیابانی مردم جلوه دهند. به همین منظور آنها مدتهاست که با اعمال سخت ترین شکنجه ها بر روی مدافعین حقوق بشر و اعتراف گیری از آنها سناریوی خود را تکمیل کنند.

امری که با توجه به مقاومت کسانی نظیر شیوا نظر آهاری و کوهیار گودرزی به شکست انجامیده و صدور احکام سنگین برای شیوا نظر آهاری را هم باید در همین راستا بررسی کرد.

اگر به زندانیان سیاسی در تمامی زندان های ایران رجوع کنید، به رغم باورها و ایدئولوژی های متنوع شان، یک چیز مشترک دارند. آن هم، شماره تلفن شیوا نظرآهاری است. شیوا نظر آهاری در شرایطی در آستانه دریافت حکم اعدام قرار دارد که در زمان آزادی اش هر روز، ساعت ها به درد دل های ایشان گوش می کرد و از دردهای شکنجه هایشان تا غم های دوری از دوستان و خانواده هایشان و حتی گله های رفیقانه از هم بندی ها و هم سلولی هایشان می شنید. بهتر است تا دیر نشده برای این فعال شجاع حقوق بشر کاری کرد. کاری که دست کم سایه شوم مرگ را از سر این مبارز خستگی ناپذیر دور کند. ما که که زندان بودیم شیوا برایمان خیلی کارها کرد. حالا نوبت ماست.

Sunday, 15 August 2010

ما از خون عزیزان مان نمی گذریم

ما از خون عزیزان مان نمی گذریم

مادران عزادار که چهارده ماه است هر هفته یکدیگر را ، ابتدا در پارک لاله و سپس پارک های دیگر وبعد بهشت زهرا ، خاوران ، مقابل زندان اوین و هر جا که نیازشان احساس شود ، ملاقات می کنند همچون خانواده ای بزرگ و متعهد هر کدام بخشی از مراسم را به عهده گرفته اند . یک نفر عکس می گیرد ، یکی فیلم ودیگری یادداشت بر می دارد و یک نفر، در مورد نام مادران عزادار پس از برکندن رخت عزا ازتن مادران

عصر روز 18 مرداد ماه 89 است . مادران عزادار به دیدارمادر و همسر و خانواده شهید محرم چگینی آمده اند . محرم در روز 25 خرداد 88 در تظاهرات آرام مردم و اعتراض به تقلب در انتخابات ، در خیابان آزادی توسط نیروهای بسیج به گلوله بسته شده و به شهادت رسیده است.
مادران بار دیگر فیلم کشته شدن محرم را با هم می بینند و اشک می ریزند . مادرشهید محرم در لحظه ای که مردم ، پسرش را با همان پیراهن آبی آشنای مادر روی دست بلند می کنند فریاد می کشد و روی پاهای خود می کوبد ، هر بار که فیلم را می بیند ، باز، شوکه می شود و باور نمی کند این چنین پسر بیگناهش را کشته باشند .
همسر جوان محرم ، معصومه به آرامی ولی به پهنای صورتش اشک می ریزد . خواهر محرم درحالیکه از مهمان ها پذیرایی می کند گریه می کند . برادر محرم چنان به فیلم خیره شده که انگار بار اول است که می بیند .
مادر ندا ، سهراب ، مصطفی ، رامین و سعید زینالی ، و سایر مادران عزادار ، مادر محرم را آرام می کنند شش مادر همدرد ، یکدیگر را دلداری می دهند . مادر سعید می گوید ای کاش من هم می فهمیدم بعد از 12 سال چه بلایی بر سر پسرم آورده اند . من زنده یا مرده او را می خواهم . مادران زندانیان ، با چشمانی نگران به مادر سعید چشم دوخته اند .
مادران عزادار که 14 ماه است هر هفته یکدیگر را ، ابتدا در پارک لاله و سپس پارک های دیگر وبعد بهشت زهرا ، خاوران ، مقابل زندان اوین و هر جا که نیازشان احساس شود ، ملاقات می کنند همچون خانواده ای بزرگ و متعهد هر کدام بخشی از مراسم را به عهده گرفته اند . یک نفر عکس می گیرد ، یکی فیلم ودیگری یادداشت بر می دارد و یک نفر، در مورد نام مادران عزادار پس از برکندن رخت عزا ازتن مادران ، آرام بدون اینکه مجلس را بر هم زند از تک تک مادران ، نظر سنجی می کند .
یکی از مادران ، طبق سنت ، پس از یکسال عزا ، شال های رنگین و هدایای دیگر را از طرف جمع تقدیم مادر و همسر محرم می کند .
مادران سرود" سراومد زمستون" و" ای ایران " سر می دهند ، وقتی صداها به هم می پیچد پیام خستگی ناپذیری مادران به گوش می رسد . هم صدایی و همنوایی زیبای مادران در هر مراسمی ، قدرت جمعی آنان را به نمایش می گذارد .
مادران هر یک از زاویه ای خواست خود را تکرار می کنند .
پروین فهیمی با درایت همیشگی خود می گوید : ما باید جلوی کشت و کشتار را بگیریم وقتی ما به عنوان مادر قصاص نخواهیم ، در جامعه تاثیر می گذارد . ما می خواهیم آمران و عاملان قتل فرزندان مان محاکمه شوند . همسر محرم ، معصومه چگینی می گوید : 13 سال با هم زندگی کردیم ، من خیلی تنها شده ام ایکاش یادگاری از او داشتم . بچه هم ندارم و تنهای تنها شده ام و فقط می خواهم کسانی را که باعث این بدبختی ما شده اند به مردم معرفی شوند و همه این قاتل ها را بشناسند.
مادر رامین رمضانی می گوید : ما نباید بگذاریم این فجایع تکرار شود . بچه های ما که رفتند باید به فکر بقیه جوان ها بود .
مادر مصطفی ، یکی از شهدای عاشورا : ما از خون بچه هایمان نمی گذریم . باید مسببین این جریان ها مجازات شوند .
مادر ندا می گوید :اسم مادران عزادار خیلی با معنی است هر چند ما دیگر سیاه نمی پوشیم ولی قلبا" عزاداریم .
مادری از اعتصاب غذای 17 نفر از زندانیان می گوید و اینکه جان زندانیان در خطر است .
یک نفر از برادر مجروحش می گوید که دچار افسردگی شده ودچار زخم بستر شده و چندین بارهم مورد عمل جراحی قرار گرفته ، ولی فایده ای نداشته است .
همهمه ای از درد ها و رنج هاست ولی با هم بودن ، شادی خاص خود را دارد که موجب می شود همه خندان از هم جدا شوند تا قراری دیگر برای ادامه راه

Monday, 9 August 2010

مادران عزادار در مقابل زندان اوین ملتي نگران حال شمايند


گزارش تجمع مادران عزادار در مقابل زندان اوین ملتي نگران حال شمايند

مادران عزادار همراه با جمعي از مردم شامگاه روز شنبه 16 مرداد در اعلام همبستگي با زندانياني كه در اعتصاب غذا بسر مي برند جلوي زندان اوين تجمع كردند.
یکی از مادران می گوید: حوالي ساعت 20 خانم مصطفائي از زندان آزاد شد كه مردم با سوت و دست از او استقبال كردند و او نيز از استقبال گرم مردم تشكر كرد.
در پايان اين تجمع مردم و مادران با برگه هايي كه در دست داشتند خواسته ها و دل نگراني هاي خود را اعلام كردند: قهرمانان ايران زمين! ملتي نگران حال شمايند. داد از اين بيداد! زندان و توهين سهم بهترين ها شده است. بهترين فرزندانمان را دريابيم. زنداني سياسي آزاد بايد گردد.



Saturday, 7 August 2010

هفده زندانی و حق آزادی



هفده زندانی و حق آزادی







این روزها بسیاری از مردم ایران و جهان نگران جان هفده زندانی در میان صدها زندانی بند 350 زندان اوینند .خبرها می گوید تنها هفده نفر در اعتراض به شرایط نامساعد زندان و بی احترامی زندانبانان، نسبت به همه زندانیان دست به اعتراض زده اند. زندانبانان این هفده نفر را از روز ۲۶ ژوئیه پس از اعتراضات آنها نسبت به شرایط وخیم زندان به سلول های انفرادی انتقال دادند.

مجید توکلی/بهمن احمدی امویی و /کیوان صمیمی در اعتصاب غذای خشک بسر می برند و حالشان وخیم است 14 نفر دیگر از زندانیان بیش از ده روز است که در اعتصاب غذا همراه با آب هستند. علی ملیحی،/علی پرویز،/ضیاالدین نبوی /مجید دری/حسین نورانی‌نژاد/ بابک بردبار،/حمیدرضا محمدی،/جعفراقدامی،/کوهیار گودرزی،/غلامحسین عرشی/محمد حسین سهرابی راد/پیمان کریمی آزاد. ایا تعداد بیشتری از زندانیان در اعتصاب غذایند ؟ در سلول انفرادی بر انها چه می گذرد؟ نه خانوادهایشان و نه وکلای این عده از زندانیان اطلاعی از انان ندارد

امروزشنبه 7 اگوست حامیان مادران عزادار لندن در همبستگی با این زندانیان و خانواده ایشان در ترافلگارلندن به اعتراض جمع شدند .ما چون مردم ایران و جهان نگران جان انانی هستیم که برای بدست اوردن حداقل رعایت مقرات زندان حداقل بهداشت و نداشتن امنیت دست به اعتراض زده اند .ما خواستار رعایت پنج خواسته زندانیان هستیم

5 خواسته زندانیان :رعایت کامل حقوق زندانیان در آیین نامه سازمان زندانها،برخورد با زندان بانان قانون شکن ، آزادی سریع و بدون قید شرط بابک بردبار،عکاس خبری، افزایش فضای سرانه ،زمان تلفن ، امکانات بهداشتی و درمانی برای هر زندانی و اجرای فوری و کامل قوانین و موارد مصوب مرتبط با زندانیان عنوان شده است

ما حامیان مادران عزادار لندن به همراه خانواه یشان نگران جان و سلامتی آنها هستیم و هم صدا با مادران عزادار ایران ، خواستار ازادی همه زندانیان سیاسی هستیم .در این روز با جمع اوری امضا برای ازادی و رعایت خواسته این زندانیا ن با انان اعلام همبستگی نمودیم.و تلاش نمودیم صدای خانوادهایی باشیم که این روزها، تهدید توهین نیروهای پلیس و وزارت اطلاعات تلاش می کند صدای انها به جهان نرسد.آنها با حمله به خانواده های زندانیان سیاسی و پاره کردن عکس های فرزندانشان ،به مادران زندانیان فحاشی و توهین به انها، تهدید نمودند که اگر با خارج مصاحبه کنند انها را دستگیر می کنند اازادی حق همه کسانی است که با قلم و و قدم در راه حقوق بشر و ازادی بیان بودند.